محمدتقى نورى

441

اشرف التواريخ ( فارسي )

نمود و « 1 » بدان‌سان كه مأمور بود مختصرى مفيد بر لوح بيان و صفحهء اظهار نگاشت ، و « 2 » عقال شكال از قوايم خنگ زبان برداشت . بلافاصله عقد سلام عام در ديوان‌خانهء همايون بسته آمده ، پادشاه خورشيد افسر چون جمشيد با فرّ فريدونى و شكوه كيقبادى بر تخت زر نشست . مجدّدا محرّر حروف را احضار و به تازگى امور ملك و مال و گزارش هرات و وقايع مرو شاهيجان را استفسار در آنجا نيز به حسن مقال خاطر عاطر خسروانى « 3 » را مسرّت آگين ساخت . پس از انقضاى سلام نيز اين بنده را به « 4 » خلوت خاص طلب داشته ، پاره‌اى اسرار مملكتى و اوضاع رفتار شاهزادهء نامدار را جويا گرديده ، برحسب اقتضاى كوايف « 5 » امور را به طور و روشى كه مناسب دانست مبسوطا معروض رأى خورشيد اضائت « 6 » صاحبقرانى نمود و از تقرير « 7 » هرمطلب عقود و شبهات و تشكيكات را از خاطر زهروى آثار حضرت سلطنت گشود و مورد تحسين و آفرين خديوانه گشت و در روز دوشنبه ، يازدهم ، فيل را با پيشكش‌هاى موصوفه به آيينى شايسته و روشى خاص در ديوان‌خانهء همايون به نظر آفتاب اثر حضرت گيتى خديو جهاندار رسانيده به موضع « 8 » قبول انجاميد . ( 179 الف ) و « 9 » در نظرها پايگاهى منيع و مرتبه [ اى ] رفيع يافت . اگرچه رأى ملك‌آراى شاهزاده اعظم و منظور اين چاكر صداقت شيم « 10 » و ارادهء خاطر چنين كه الى نوروز فيروز سلطانى در دربار جهان‌مدار سدره مبانى توقّف نمايد . بنابر بعضى جهات راى جهانگشاى خسرو عرش سرير چنين تعلق يافت كه اين بنده را در جناح استعجال مأمور حضور خسرو بىهمال شهزادهء اسفنديار خصال فرموده باشند . بنابراين امناى شوكت عليه در فكر كارسازى افتادند و برحسب حكم همايون قدم در طريق انجاح مطالب شاهزادهء كامكار نهادند . لهذا پس از آنكه همه‌روزه در خلوات جنّت‌آيين و باغات

--> ( 1 ) . مج : و اسرار ملكى و مالى را . ( 2 ) . مج : نگاشته . ( 3 ) . مج : هميون خسروانى . ( 4 ) . مج : در . ( 5 ) . مج : وقت و كوايف . ( 6 ) . مج : اضاءت . ( 7 ) . مج : تقرر . ( 8 ) . مج : موقع . ( 9 ) . مج : انجاميده . ( 10 ) . مج : شيم اين بود .